محمد على آزاد كشميرى

291

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

139 ) مولا اسماعيل المازندرانى [ - 1173 يا 1177 ه . ق ] : « 1 » صاحب تكملهء امل الآمل آورده كه : « مولانا اسماعيل مازندرانى از ساكنين خواجو است و آن محله‌اى است از محلات اصفهان . وى از علماى فاضلين ، صاحب تحقيق و تعمق در علوم و از فرسان كلام و فحول اهل علم بود » . بالجمله صاحب تكمله بسيارى از مدايح و مناقب او ذكر فرموده و گفته كه : « از بعض ثقات شنيده‌ام كه كتاب شفا را بتمامه سى بار ملاحظه فرموده يا به خواندن يا به تدريس يا به مطالعه ، و شنيده‌ام كه جاى چند ورق از كتاب شفا افتاده بود ، آن را به ياد خود نوشت ، چون به كتاب صحيح مقابله كردند در يك حرف يا دو حرف تفاوت بود ، و كتب معروفه و متداولهء فن حكمت و كلام و اصول پيش او بغايت آسان بود از نشر جراد « 2 » ، تا اينكه مردمان او را مخاطب به خطاب إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ و إِنَّ هذا لَشَيْءٌ يُرادُ « 3 » ساختند . و آن مرحوم با اين توغل در حكمت ، معرفت تام داشت در فقه و تفسير و حديث ، و در تمام اين علوم صاحب تحقيق بود . بالجمله وى آيتى عظيم از آيات الهى و حجتى بالغه از حجج جناب بارى - تعالى شأنه - بود و بااين‌همه ، اشتغال به عبادت بسيار داشت و زاهد و گوشه‌گير و عزلت‌گزين بود و از مردمانى كه براى دنيا تحصيل علم مىكردند حسد و بغض داشت ، و مواظبت به سنن نبويه و اخلاص تام به حضرات ائمه - عليهم السلام - داشت ، و صاحب شدت عظيم در تسديد عقايد حقه بود و در اجراى امور دين ، همت عظيم داشت . شنيده‌ام كه مردى نزد سلطان آن زمان حاضر بود و در اثناى سخن ، آن مرد بىدين سخنى گفت كه دلالت بر انكار معاد جسمانى داشت و پادشاه با او ميلى داشت . پس شخصى از اهل مجلس گفت كه ما نزد مولانا اسماعيل كسى را مىفرستيم ، هرچه او بفرمايد حق است و به همان امر اعتقاد بايد داشت . پس فرستاده به خدمت مولانا آمد و ماجرا به عرض رسانيد . مولانا فرمود كه : « آن مرد و پادشاه گه خورند » ! بعد از آن امر معاد را با او مفصل بيان فرمود . از تصانيف مولانا اسماعيل كتب بسيارند و حواشى بسيار بر كتب علوم بىشمار ، و آنچه به من رسيده است و پيش من موجود است رساله‌اى است در رد بر علامهء خوانسارى در مبحث زمان موهوم » . وفاتش در سنهء سبع و سبعين بعد المائة و الالف ( 1177 ) اتفاق افتاد . « 4 »

--> ( 1 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 62 ، تتميم امل الآمل ، ص 67 ، روضات الجنات ، ج 1 ، ص 119 . ( 2 ) . جراد - ملخ . ( 3 ) . سورهء ص ، آيات 5 و 6 . ( 4 ) . كذا . و قال الخوانسارى - و اخذ التاريخ منه غيره - و توفى فى حادى عشر شعبان سنة 1173 و دفن فى مزار تخت فولاد المشهور باصبهان ، ممايلى بابه الجنونى المفتوح الى جهة الفارس المحمية قريبا قبر فاضل الهندى